شجاع
347
أنيس الناس ( فارسى )
هرچه رميده گردد از آن چيز به زودى نگذرى و آنرا به او نمايى و از حقيقت آن چيزش آگاه كنى تا ببيند و بداند كه آنچه از او مىرمد و مىهراسد نه چيزى است كه از آن متضرّر گردد ، و هرآينه ترك كند . و اگر از بدرگى بود دواى آن قمچى و مهميز و نهيب ، و هرزمان كه باوجود وقوع ارتكاب بر اسباب دفع رميدن غرورى ترك رمندگى نكند معلوم گردد كه از بدرگى است . مثنوى رمنده از غرورست اى نكوقال * و يا از بدرگى معلوم كن حال اگر هست از غرور آنست درمان * كه ميرانيش با جمعى سواران مواسا مىكنى وز هرچه رم كرد * نبايد زود از آن حيرت گذر كرد كه تا آن را ببيند نيك ، و آنگاه * شود عارى از آن عيب اى شهنشاه وگر از بدرگى باشد به ناچار * دواى بدرگى را ياد مىدار كه قمچى باشد و مهميز و گرمى * كه بتوان دفع آن علّت به نرمى